بگذار گریه کنم شب به چشام خواب نیاد
همه عمرم به فنا رفت همه چیز رفت به باد
در جوانی همه رویا همه خواب بودو خیال
حال که افتاد به چندی شده اکنون محال
فرصت من به اکنون بشود تاز ه جوان
چونکه در اوج نگاه تو بدیدم عیان
تو توانی که به قلبم ببخشی توان
چون تو عشقی تو محبت تو شوری تونشان
من به خلوت بنشینم به رخت خیره شوم
هر نگاهی که کنی من به دلت چیره شوم
تو بمان پیش من اکنون تا که تنها نشوم
تو بده شور به عشقم تاکه دریا بشوم
آمدی تو من اکنون گرفتار توام
همه روز وشب وهر لحظه بیمار توام
تو خودت دانی که چند روز به بازار توام
فرصتی ده به دلم چون که خریدار توام
همه شب ذکر توگویم همه روز روی توجویم
به دلم دل ببخشا تو گلی پیش تو رویم
من اکنون می دانم که خدا کیست و که بود
حال که آمد به فکرم دیگه برگشتن چه سود
ولی او توبه پذیر است ومنم توبه کنم
خون من تازه شود تازه بروید بدنم
سجده شکر کنم چون که دلم کرده جوان
خلوتش را بپذیرم به هر وقت وزمان
فر صتی ده که اکنون شکوفا بشوم
مثل تو شاد و نشاط وشکیبا بشوم
عشق گم گشته ی من حیف که پیدا نشد
قطره ی آب رخم حیف که دریا نشد
من سبکبال بگذشتم زره خانه دوست
مهر زیبای رخش حیف ز دل ما نشد
خا طرت مثل دلم سبزه تورا می خواهم
جسم وروح تو چه نازه تورا می خواهم
تو قدت نازه وتازه تورا می خواهم
عشق تو مرحم رازه تورا می خواهم
تو بدان گر که نخواهی من بیچاره شوم
به بیابان بنهم سر به ره آواره شوم
تو بمان تا که بمانم به رخت دل ببندم
به جوانی نمیرم به دلت راه بگیرم
محمد مرادی:ساعت ۱۰:۱۸جمعه تاریخ۱۸/۱۲/۱۳۹۱
محمدمرادی مهروئیه09191543306 ...
ما را در سایت محمدمرادی مهروئیه09191543306 دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: محمد مرادی 09191543306
بازدید: 417
تاريخ: جمعه
18 اسفند
1391 ساعت: 13:55